مي شد اي كاش همه عمر به يادت بودم
باغ
مي شد اي كاش دل خسته ي خود را اي دوست
به تو مي دادمو صبرو قرارت بودم
مي شد اي كاش به هنگام وداعت اي گل
من نبودم خزان بلكه بهارت بودم
مي شد اي كاش فداي تو كنم روح وتنم
يا به نخجير دلت دام شكارت بودم
نيك دانم كه تو با خاطره ها مي ماني
كاش در خاطره ها روز شمارت بودم
كاش در صحنه شطرنج كه هستي حاكم
بنده سرباز رخ واسب سوارت بودم
مي شد اي كاش علي را نظري بنمودي
تو اميد منو من مست نگاهت بودم