كاش قبله گاهي داشتيم
در سكوت شب صوت و ثنايي داشتيم
هنگامه شب نظر بر كدامين قبلهگاه
كه مقصود و معبودي داشتيم
من حقيرم در اين دنياي پر رمز و راز
كز اين دل بي خيال كاش دلداري داشتيم
گرچه تكم و تنهاييم بيمار كرده مرا
ولي كاش شوق تمنايي داشتيم
گرچه اين نثر مرا شيفته خويش ساخته
كاش حمد يارب و شكر كردگاري داشتيم
من هيچم و هيچيم جز پوچي نيست
كاش غروري بس گوارا داشتيم
شمع اميد نرود از منظر نظر خوبان اي آسمان
شوق تمنا كاش ز هوسي باد فنا داشتيم
گرچه اين دل طاقت شكستن ديگران را ندارد هرگز
كاش ما نيز چو رندان خرابات پاي شكستن داشتيم
چو شيرازي بيايد و من وبلاگم نشود به روز
كاش وقت بيشتري براي نگاشتن برايت داشتيم
موفق باشي خانومي :)