• وبلاگ : آسمان عطش
  • يادداشت : قلبت براي من چاك بده !
  • نظرات : 11 خصوصي ، 70 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    خدا مشتي خاک را برگرفت. مي خواست ليلي را بسازد. از خود در او دميد. و ليلي پيش

    از آنکه با خبر شود عاشق شد

    سالياني است که ليلي عشق مي ورزد. ليلي بايد عاشق باشد

    زيرا خدا در او دميده است و هر که خدا در او بدمدعاشق مي شود

    ليلي نام تمام دختران زمين است؛ نام ديگر انسان

    خدا گفت : به دنيايتان مي آورم تا عاشق شويد. آزمونتان تنها همين است : عشق

    و هر که عاشق تر آمد، نزديکتر است. پس نزديکتر آييد، نزديکتر

    عشق کمند من است. کمندي که شما را پيش من مي آورد. کمندم را بگيريد

    و ليلي کمند خدا را گرفت

    خدا گفت : عشق فرصت گفت و گو است. گفت و گو با من

    با من گفت و گو کنيد

    و ليلي تمام کلمه هايش را به خدا داد. ليلي هم صحبت خدا شد

    خدا گفت : عشق همان نام من است که مشتي خاک را بدل به نور مي کند

    و ليلي مشتي نور شد دردستان خداوند